تدریس زبان بین بزرگسالان و کودکان

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email

در این مقاله ما بطور مختصر به ۳ تفاوت اصلی برای تدریس زبان  بین بزرگسالان و کودکان موضوعاتی را با شما اساتید زبان به اشتراک می گذاریم. که با بررسی آنها به راحتی می توانید تدریس زبان بهتری داشته باشید.

ویژگی ها و متغیرهای زبان آموزان را می توان در ۳ گروه بررسی کرد. که در ادامه با آنها آشنا خواهید شد.

۱ – ویژگی جسمانی شامل سن و جنس

۲ – ویژگی شناختی مانند دانش پیشین و توانایی ذاتی

۳ – ویژگی عاطفی مانند انگیزش و نگرش در خصوص یادگیری زبان مورد نظر

با توجه به تقسیم بندی موضوع فوق حال آنها را به صورت مجزا توضیح می دهیم که چرا تدریس زبان بین بزرگسالان و کودکان دارای تفاوتهای بارزی هستند.

 

 

۱ .ویژگی جسمانی شامل سن و جنس

اول اینکه شخصیت اجتماعی بزرگسالان با توجه به گذر زمان  شکل گرفته است . و زبان مادری پاره ای از شخصیت انسانی او را تشکیل داده است . از این رو بزرگسال مایل هستند شخصیت اجتماعی خود را حفظ کند و نسبت به زبان اول خود حساس می باشند . و آن را نسبت به زبان دوم برتر می دانند . از این رو کوشش نمی کند تا مانند گویش وران زبان دوم ارتباط ایجاد کنند . این وظیفه استاد زبان است که این مساله را برای او حل کند و تا می تواند شرایط ارتباط گیری را برای او فراهم کند چه در محیط کلاس چه در بیرون و یا فضای مجازی. چرا که افراد بزرگسال نا خود آگاه در برابر ارتباط گیری به زبان دوم جبهه می گیرند این عامل مهمی در تدریس زبان بین بزرگسالان و کودکان است.

۲. ویژگی شناختی مانند دانش پیشین و توانایی ذاتی

برخی از پژوهشگران بر این باورند که درون داد کودکان، از سادگی واژگانی و نحوی برخوردار است و حال آنکه بزرگسالان با درون داد پیچیده مواجه می شوند . از این رو کودکان می توانند به راحتی با همسالان خود ارتباط ایجاد کنند و بدین ترتیب به تمرین زبان می پردازند . و یا راحتر بگوییم به علت اینکه دامنه واژگانی به نحوی است که نیازمند استفاده از یکسری لغات پیچیده و مشکل نیستند،لذا در ارتباط گیری بدون هیچ قید و بندی پا پیش گذاشته و به همین راحتی مهارتهای زبانی خود را بهبود می بخشند یکی دیگر از عامل های مهم در تدریس زبان بین بزرگسالان و کودکان است.

 

۳. ویژگی عاطفی مانند انگیزش و نگرش در خصوص یادگیری زبان مورد نظر

دو نیمکره مغز انسان در دوران کودکی یک دوره ی انعطاف پذیری را می گذارند که تا زمان بلوغ به انجام می رسد . بدان معنا که نقش های دوگانه پردازش امور تجزیه و تحلیلی مانند ریاضی و زبان به نیم کره چپ و سایر فعالیتهای اجتماعی به نیمکره راست منتقل می شود . بر پایه این پدیده عصبی که موجب انعطاف پذیری در مغز می شود . توانایی زبان دوم تحلیل می یابد . با توجه به مباحث گفته شده می توان نتیجه گرفت یادگیری زبان دوم باید از دوره ابتدایی تحصیل آغاز شود . روانشناسان سن یادگیری را نه سالگی می دانند اگر چه بر این باورند که تحقیقات بیشتری ضرورت دارد .  و از آنجایی که نیم کره راست با پا به سن گذاشتن خاصیت انعطاف پذیری را از دست می دهد افراد بزرگسال برای یادگیری زبان دهها دلیل منطقی می آورند که همین مساله باعث می شود روند یادگیری در سن بزرگسالی مشکل تر بشود اخرین عامل در تدریس زبان بین بزرگسالان و کودکان.

 

 

نوشته های دیگر